اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1909
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 542 ، س 16 : اطيعوا السلطان . . . فرمانبرى كنيد از پادشاه اگرچه بردهاى حبشى و بينى بريده باشد . ص 543 ، س 18 : الائمة من . . . امامان از قريش باشند . ص 544 ، س 4 : الخلافة بعدى . . . خلافت پس از من سى سال است . ص 544 ، س 13 : ما طلعت الشمس . . . خورشيد ( پس از پيامبران و فرستادگان ) بر گويندهاى راستگوتر از ابو بكر طلوع و غروب نكرد . ص 544 ، س 15 : طفت السموات . . . آسمانهاى هفتگانه را بگشتم و در شب معراج به بهشت درآمدم . هيچ در و ايوانى نديدم جز كه بر آن نوشته بود : خدايى جز خدا نيست ؛ محمد فرستادهء خداست ؛ ابو بكر راستگوست . ص 544 ، س 18 : لم يفضلكم . . . ابو بكر با نماز و روزهء بسيار بر شما پيشى نگرفت بل با چيزى كه در دلش آرام يافت . ص 544 ، س 20 : اتانى جبريل . . . جبريل نزد من آمد و گفت خدايت درود مىفرستد و مىگويد ابو بكر را پدر ، عمر را رايزن ، عثمان را پشتيبان ، و على را مايهء پشتگرمى خود ساز . در خبر ديگر : جبريل نزد پيامبر نشسته بود ، عمر درآمد و جبريل گفت : اين عمر خطاب است . پيامبر پرسيد : شما در آسمان عمر را مىشناسيد ؟ گفت : سوگند به آنكه ترا به درستى برانگيخت كه عمر در آسمان بلندآوازهتر از روى زمين است . پيامبر گفت : يا جبريل ، مرا از فضائل عمر باخبر كن . جبريل گفت : اگر بهاندازهء عمر نوح ( 950 سال ) در نزد تو بمانم و فضائل عمر برشمارم ، به پايان نيايد . و عمر يكى از نيكىهاى ابو بكر است . ص 545 ، س 1 : عمر نور اهل . . . عمر نور مسلمانان در اين جهان و چراغ بهشتيان در بهشت است . ص 545 ، س 4 : وافقنى ربى . . . خداى با من در سه چيز موافقت كرد .